

![]() غم ، عصبانیت، ناامیدی... نمیدونم دقیقا حسم کدومشونه شاید ترکیبی از همش، شایدم در نهایت « بی حسی و بی خیالی » اینکه کنار من نباشی یه درده، اینکه کنار یه نفر دیگه باشی یه درده، اینکه هرروز بیشتر بخوای که تو اون شرایط بمونی یه درد دیگه س. میدونم میخوای بم بگی "رها کن و زندگیتو کن و من به دردت نمیخورم و... " اما حتی اگه منم رهات کنم، تو نباید خودتو رها کنی شاید همین روزا میمردیم! مرگ همیشه بوده و هست . اما این اواخر احتمالش برای همه خیلی بیشتر شده چرا باید این همه حسرت ببریم زیر خاک؟ به قول خودت : «زندگی واسه همه انقد سخته؟» غم ، عصبانیت، ناامیدی... نمیدونم دقیقا حسم کدومشونه شاید ترکیبی از همش، شایدم در نهایت « بی حسی و بی خیالی » اینکه کنار من نباشی یه درده، اینکه کنار یه نفر دیگه باشی یه درده، اینکه هرروز بیشتر بخوای که تو اون شرایط بمونی یه درد دیگه س. میدونم میخوای بم بگی "رها کن و زندگیتو کن و من به دردت نمیخورم و... " اما حتی اگه منم رهات کنم، تو نباید خودتو رها کنی شاید همین روزا میمردیم! مرگ همیشه بوده و هست . اما این اواخر احتمالش برای همه خیلی بیشتر شده چرا باید این همه حسرت ببریم زیر خاک؟ به قول خودت : «زندگی واسه همه انقد سخته؟» تعداد بازدید از این مطلب: 2
منتشر شده در تاریخ يکشنبه 23 فروردين 1405
توسط می نا
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
|
درباره وبگاه
منو کاربری
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار وب سایت
کل نظرات : 4
تعداد اعضا : 0
باردید دیروز : 7 بازدید هفته : 38 بازدید ماه : 162 بازدید سال : 1903 بازدید کلی : 50253 چت باکس
دیگر موارد
|


