

![]() یکی از آرزوهام این بوده که بتونم تمرینای تئاترتو ببینم ، بدون اینکه تو منو ببینی 🙈 بعدشم هرچی دیدم و شنیدم از حافظه م پاک بشه که چیزی از جذابیت تماشای اجرا کم نشه (اینکه چقد دوس دارم همه اجراها رو ببینم هم که دیگه گفتن نداره ) یادم اومد چند سال پیش ( فک کنم سال ۹۵ یا ۹۶) که کارگاه گذاشتی ، قرار بود شرکت کنیم با یکی از بچه ها ، که هم اون نظرش برگشت هم راستش خودم ترسیدم 🤦🏻♀😁 خب واقعا ترسم داره میدونی همیشه خیلی دوس داشتم بازی کنم، از بچگی ، از خیلیییی بچگی فیلما و سریالای بزرگونه رو با علاقه زیاد نگا میکردم، و خیلی بشون فک میکردم اما فک میکنم استعدادشو ندارم، خودتم احتمالا متوجه شدی، هرچی باشه تو این زمینه "هم" کارکشته ای 😁 برا همین هیچوقت حتی سمتش هم نرفتم ولی اینکه بخوام بیام جلو تو بی استعدادی خودمو متوجه بشم ،دیگه واقعا اتفاق ترسناکی بود برام
پ.ن۱: بالاخره سعیدی استوری ای که منتظرش بودم رو گذاشت 😅😍 پ.ن۲: حس میکنم هیشکی اندازه من از دیدنت رو صحنه و بیرون از صحنه، لذت نمیبره و میتونم بت قول بدم این دوتا لذت هیچ ربطی به هم ندارن 💋❤️ پ.ن۳: وقتی گفتم هیچوقت شبیه هیچ کدوم از نگاه های مسود ، به هیشکی نگاه نمیکنی، سرتو تکون دادی و یه جوری نگام کردی ، دلم رفت ... یکی از آرزوهام این بوده که بتونم تمرینای تئاترتو ببینم ، بدون اینکه تو منو ببینی 🙈 بعدشم هرچی دیدم و شنیدم از حافظه م پاک بشه که چیزی از جذابیت تماشای اجرا کم نشه (اینکه چقد دوس دارم همه اجراها رو ببینم هم که دیگه گفتن نداره ) یادم اومد چند سال پیش ( فک کنم سال ۹۵ یا ۹۶) که کارگاه گذاشتی ، قرار بود شرکت کنیم با یکی از بچه ها ، که هم اون نظرش برگشت هم راستش خودم ترسیدم 🤦🏻♀😁 خب واقعا ترسم داره میدونی همیشه خیلی دوس داشتم بازی کنم، از بچگی ، از خیلیییی بچگی فیلما و سریالای بزرگونه رو با علاقه زیاد نگا میکردم، و خیلی بشون فک میکردم اما فک میکنم استعدادشو ندارم، خودتم احتمالا متوجه شدی، هرچی باشه تو این زمینه "هم" کارکشته ای 😁 برا همین هیچوقت حتی سمتش هم نرفتم ولی اینکه بخوام بیام جلو تو بی استعدادی خودمو متوجه بشم ،دیگه واقعا اتفاق ترسناکی بود برام
پ.ن۱: بالاخره سعیدی استوری ای که منتظرش بودم رو گذاشت 😅😍 پ.ن۲: حس میکنم هیشکی اندازه من از دیدنت رو صحنه و بیرون از صحنه، لذت نمیبره و میتونم بت قول بدم این دوتا لذت هیچ ربطی به هم ندارن 💋❤️ پ.ن۳: وقتی گفتم هیچوقت شبیه هیچ کدوم از نگاه های مسود ، به هیشکی نگاه نمیکنی، سرتو تکون دادی و یه جوری نگام کردی ، دلم رفت ... تعداد بازدید از این مطلب: 69
منتشر شده در تاریخ دوشنبه 16 مرداد 1402
توسط می نا
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
|
درباره وبگاه
منو کاربری
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار وب سایت
کل نظرات : 4
تعداد اعضا : 0
باردید دیروز : 7 بازدید هفته : 53 بازدید ماه : 177 بازدید سال : 1918 بازدید کلی : 50268 چت باکس
دیگر موارد
|


