

![]() دلم پویای کارگردان رو میخواد . یه جذابیت خاصی داره که دلتنگشم کاش جور بشه اژدها ... این مدت همه اجراها رو دیدم تقریبا هر هفته آفتاب بودم و هی بیشتر دلتنگت شدم انقدر ندیدمت میترسم اگه خوابت هم نبینم بوتو یادم بره 😔 تو چی پویا؟ توام میترسی؟ تعداد بازدید از این مطلب: 31
منتشر شده در تاریخ پنجشنبه 1 آبان 1404
توسط می نا
![]() . خیلیا میپرسن کسی تو زندگیت نیست؟ چی باید بگم وقتی کسی تو زندگیم نیس اما تو قلبم هست ! چی باید بگم وقتی کسی رو نمیتونم وارد زندگیم کنم چون قبلش باید وارد قلبم بشه و قلبم جایی برای هیشکی نداره ! . دلم واسه آقا امید هم تنگه ... آقا امید که شاهد خیلی چیزا بوده ... خیلی از اولین ها ... دلم واسه یه چیزایی تنگه که فکرشم ... میکنی 💔 تعداد بازدید از این مطلب: 38
منتشر شده در تاریخ سه شنبه 29 مهر 1404
توسط می نا
منتشر شده در تاریخ پنجشنبه 24 مهر 1404
توسط می نا
منتشر شده در تاریخ سه شنبه 22 مهر 1404
توسط می نا
![]() دبیرستان بودم که عیار ۱۴ رو دیدم. تو سینما چندسال بعد که دنبال بقیه فیلمهای پرویز شهبازی بودم چشمم خورد به اسم نفس عمیق. چون اینترنت درست حسابی نداشتیم از یه ویدئو کلوپ تو نادری پرسیدم ... اونم گفت فلان روز و بهمان روز و خلاصه چندباری رفتم ... آخر سر هم رو یه سی دی واسم رایت کرد . فک کنم با کیفیت ۱۴۴ 😂 (یه بارم سام و نرگس رو همینجوری ۲۴۰ دانلود کرده بود) خلاصه ندیدمش ... گذشت تا اینکه دوباره یادم بهش افتاد . اول عیار ۱۴ رو دیدم بعدم مثلا بهترین کیفیت ممکن نفس عمیق رو دانلود کردم😂 امروز دیدمش. چقد این فیلم خاصه ... همه چیش! چقدر از کلیشه دوره و چقدر واسه سال ۸۱ خفن بوده و هنوزم هست تعداد بازدید از این مطلب: 37
منتشر شده در تاریخ يکشنبه 13 مهر 1404
توسط می نا
![]() . دلم واسه چسبیدن بهت تنگ شده برا گرمی تنت ... نفست ... برا چشمای خوشگلت که جنون ازشون میباره برا نگات وقتی از هرجایی برش میداری و میاریش رو من برا صدات وقتی متوجه خیلی از حرفات نمیشم برا لبات وقتی متوجه خیلی از حرفات نمیشم برا دستات وقتی متوجه خیلی از حرفات نمیشم برا خودم ... وقتی متوجه خیلی از حرفات نمیشم . پ.ن۱: دیشب رفتم ویسپوبیش... چقد دلم میخواست ببینمت ... از دور ببوسمت ... قد ریشت و موهاتو ببینم چقدر ازم دوری ... چقدر دوری ازت تلخه . پ.ن۲: نمیدونم داریوش کی اینو خونده ولی من تازه شنیدمش تعداد بازدید از این مطلب: 36
منتشر شده در تاریخ يکشنبه 13 مهر 1404
توسط می نا
![]() امشب بمانی و حامی گوش دادم ... و یه عالمه پویا ... آهنگ علاج رو برام ضبط کرده بودی ... اما یه بار قبل ترش پشت فرمون با بمانی خونده بودی ... یه ویس یک دقیقه ای که من MP3 ش کردم . از ته دل داد زدی : " تو حق گریه های منی ، بغض تو صدای منی " چندبار دیگه باید گوشش بدم که حقتو بگیری؟ 💔 تو آرزوی آخرمی ... محاله من یه لحظه بگذرم از تو ... نفسم. .
تعداد بازدید از این مطلب: 40
منتشر شده در تاریخ جمعه 11 مهر 1404
توسط می نا
منتشر شده در تاریخ سه شنبه 8 مهر 1404
توسط می نا
منتشر شده در تاریخ چهارشنبه 2 مهر 1404
توسط می نا
![]() . باید این روزا رو هم میدیدم ؟ که بدون سلام از کنار هم رد شیم؟ که شب و روزم بدون نگاه و صدات بگذره ؟ که ندونم امروز چیکار کردی و کجا رفتی؟ که نفهمم کی میخوابی و کی فیلم میبینی ؟ که حتی به وبلاگمم سر نزنی ؟ که ندونم چرا دو روزه تلگرام نیومدی ... که هیچوقت دیگه ازت میس کال نداشته باشم؟ که ندونم چقد دیگه مونده که کامل از زندگیت حذفم کنی؟ تعداد بازدید از این مطلب: 50
منتشر شده در تاریخ جمعه 28 شهريور 1404
توسط می نا
![]() . این یک ماه ، با اینکه چندبارم خوابتو دیدم ولی بی خبری ازت دیوونم کرد 😞 حتی نمیدونم شیفتات همونه یا تغییر کرده 🥺 از دلتنگی زیاد ، نشستم بوجک میبینم کاش قبل از اینکه دیوونه تر بشم ، توام دلتنگ شی اونقدر دلتنگ که همه چی تغییر کنه ... . پ.ن: خودم کم بدبختی دارم ، این مایع دستشویی جدیده هم بو اسپری تو رو میده 😭🤤🤤🤤🤤😭 تعداد بازدید از این مطلب: 45
منتشر شده در تاریخ شنبه 22 شهريور 1404
توسط می نا
منتشر شده در تاریخ جمعه 7 شهريور 1404
توسط می نا
![]() امروز چند تا از ویدئوهای آهنگ خوندنت رو نگاه میکردم ... آهنگی که برای حسین خوندی ... اونایی که برای من خوندی یا شاید برای خودت ... شایدم هیشکی به این فک کردم که چندساله میشناسمت ؟! درسته ده سال شده , ولی فقط سه ساله که همو واقعا میبینیم ... و دو ساله که قلبم خونه ت شده . اما انگار از وقتی حافظه م یاری میکنه ، تو زندگیم بودی . این حس رو نسبت به هیشکی ندارم ، حتی اونایی که واقعا از بچگی باشون ارتباط داشتم . این حس آشنایی و اینکه چقدر دوستت داشتم حتی وقتی دوستت نداشتم . چقدر برام مهم بودی همیشه حتی اون زمانا که فکرشم نمیکردی میدونی چندبار به شکل های مختلف بهم گفتی که مینا هیچوقت عاشق پویا نمیشه که... الان میفهمم چون انقد دلت همیشه منو میخواسته که میدونستی اگه منم بخوامت دیگه خیلی سخت تر میشه همه چی چون حسابی میترسیدی از مینای عاشق ! مینا عاشقم نیستو روانیم کرده ، اگه عاشقم بشه دیگه چی میشه !!! از یه طرفم دلت میخواست حسمون یکسان بشه. گیر کردی تو این برزخ، و تهش ... قلبمون یکی شد ❤️💜 همه ی اینا رو گفتم که بگم درسته همیشه و همه جا تو زندگیم میخوامت ، اما یه لحظه ها و یه جاهایی هست که نبودنت عذابه . انقد جای خالیت حس میشه که انگار نه انگار همیشه نیستی امروز خیلی خیال کردمت. با چشم باز و بیدار. اما تهش شک داشتم همه چی خیال بوده ... شاید توام منو خیال کرده بودی ! . پ.ن: عکس هم که ... همینجوری ... دوسش دارم .این صحنه و یک ثانیه بعدشو 😅 تعداد بازدید از این مطلب: 43
منتشر شده در تاریخ دوشنبه 3 شهريور 1404
توسط می نا
![]() . بهت فکر نمیکنم ... یه جورایی همیشه تو فکرمی ... یاد اولین بغلمون... اولین تئاتر ... اولین اعتراف ... آخرین نگاه ... آخرین آواز ... آخرین حرفا ... اولین و آخرین نه ... تمام بوسه ها ... هرباری که اسممو صدا زدی ... تمام فیلمایی که باهم دیدیم ... هرباری که نگام کردی و من ذوب شدم از حس نگات ... هربار که بی هوا دستمو تو دستت قفل کردی و من مطمئن تر شدم که چقد دوسِت دارم ... هر لحظه ای که باهم گذروندیم ... دلتنگ همشونم انقدر میخوامشون که هیچی رو تو زندگیم انقد نخواستم ... هر فیلمی که باهم دیدیم رو اگه یکبار دیگه پلی کنم غصه م میگیره، از اینکه چرا این دفعه تو کنارم ننشستی ... هر آهنگی که خوندی رو صد بار گوش میدم و اشک میریزم ، که چرا آهنگ جدیدی ازت ندارم هر روز دلم میخوادت و راضی نیستم به اینکه شاید یک ماه دیگه چند ساعت ببینمت... من تو رو میخوام ... تمام تو رو ... برای همیشه ... ❤️💜 تعداد بازدید از این مطلب: 38
منتشر شده در تاریخ شنبه 1 شهريور 1404
توسط می نا
![]() مینا خوبی؟
دلم ک میگیره تارانتینو میبینم
امشب پای هیتفول ایت ام دیدیش؟
همه ی فیلماش مهمن برام کیل بیل ۱ و ۲ حرامزاده های لعنتی این ک گفتم پالپ فیکشن سگهای انباری دت پروف جکی براون جانگو....
آقا چرا ندیدی؟!!!
چی شده ک تارانتینو ندیدی؟ اینهمه فیلم بینی
ببین حتمن اینا ک گفتمو
مثلا کیل بیلو ببینی یا پالپ فیکشنو فک کنم تا حدودی بهم نزدیکتر شی از نظر روانی
کاش الان میشد موهاتو ببافم
ماکارونی شلز درست کردم امشب با پنیر و ریحون تو این فک بودم ک کاش میشد بچشی ازش
من با کمال احترام بهت ولی خیلی بیشتر از تو غرق حسرتم از تو با تمام اینکه میدونم شاید بنحوی همه چی بدست خودمه . ❤️💜❤️💜❤️💜❤️💜 . تو برام مهمی پویا ... تو و حالت ...تو و دل گرفته ت ... تو و تمام فیلمایی که برات مهمن... نزدیک تر شدن بهت ... اینکه موهامو ببافی ... اینکه بهم فکر کنی و برام غذا درست کنی ... تو برام مهمی ... دوس دارم خودت رو انتخاب کنی 💋 . پ.ن: هیشکی جز تو نمیتونست باعث بشه من این فیلمها رو ببینم ... هیشکی ! و خوشحالم که دیدم ... بعضی وقتا چیزی که هیچوقت سمتش نمیری خیلی متفاوت تر از اون چیزیه که فکرشو میکردی! . پ.ن: نمیدونم دیشب چقد دلت میخواست منو ببینی. اصلا دلت میخواست یا واسه بقیه استوری گذاشته بودی... اما من خیلی دلم خواست کنارت تئاتر ببینم ... و خیلی کلنجار رفتم که نیام... چون نخواستم گریه کنم ... چون دیگه طاقت دیدن ولی بغل نکردنتو ندارم تعداد بازدید از این مطلب: 38
منتشر شده در تاریخ شنبه 25 مرداد 1404
توسط می نا
![]() وقتی با مینا حرف نمیزنی، یه چیزی آزارم میده. حتی اگه بهت دوربین وصل باشه و از هرجا میری و هرکاری میکنی خبر داشته باشم ... حتی اگه هرروز از خودت استوری بذاری و بگی چه فیلمی دیدی یا چه آهنگی گوش دادی ... حتی اگه فکر بشم برم تو کله ت و از همه ی رازات خبردار بشم ... بازم یه چیزی کمه... اینکه پویا و مینا باهم حرف نزنن ، باهم درد دل نکنن و حسشونو مستقیم به هم نگن آزارم میده اینکه دیگه برام آواز نخونی و دیگه برات دلبری نکنم ... اینکه قبل خواب بم نگی دوسم داری و بت نگم چقد میخوامت ... تعداد بازدید از این مطلب: 54
منتشر شده در تاریخ سه شنبه 14 مرداد 1404
توسط می نا
منتشر شده در تاریخ جمعه 10 مرداد 1404
توسط می نا
![]() . شاید تنها کسی که پای این فیلم گریه کرده، یا انقد گریه کرده، من باشم . وقتی یادم میاد که دو روز پیش همین ساعت در حالی که تو سمت چپم نشسته بودی و هر از گاهی نگام میکردی که واکنشمو به فیلم ببینی، داشتم این فیلمو میدیدم . دو روز پیش ... باورم نمیشه ... انگار چند ماه گذشته ... حتی نمیدونم یه بار دیگه میبینمت یا نه ... یه بار دیگه میبوسمت یا نه ... پ.ن: انقدر غرق دوست داشتن همدیگه بودیم که فراموش کردیم به زبون بیاریم تعداد بازدید از این مطلب: 56
منتشر شده در تاریخ يکشنبه 5 مرداد 1404
توسط می نا
![]() چی میشد اگه جزو روتین همدیگه میشدیم؟ اگه همه چی هرروز تکرار میشد ... چرت و پرت گفتن ، خوابیدن، فیلم دیدن ، بوسیدن ،غذا خوردن، ... و خیلی چیزای دیگه که هیچوقت باهم تجربه نکردیم مثل سینما رفتن، پیاده روی ، دورهمی با دوستامون... من فک میکنم تکرار همه چی با تو قشنگه همه ی بی حوصلگیا ، بحثا ، حتی دعواها، مریضی، بی پولی، فیلم تکراری دیدنا ، خستگیا... زندگی همیشه تکراری میشه . دلم میخواد تکرار زندگیم با تو باشه ... چون با تو همه چی قشنگ تره، قابل تحمل تره، با معنی تره... با تو آروم ترم ... چون وجود تو ، نه تکرار میشه نه تکراری 🫀 تعداد بازدید از این مطلب: 42
منتشر شده در تاریخ شنبه 4 مرداد 1404
توسط می نا
![]() . از وقتی تنهام گذاشتی تا وقتی رفتم ، زمان یک و نیم ساعت گذشت . و آره ... فقط گریه کردم . فقط گریه مثل وقتی که همه ی حقیقت ها تو چند ثانیه کنار هم جمع میشن و با صدا و نگاهی که ناتوانی و ترس رو پشت بی تفاوتی پنهان کرده ، مثل یه سیلی محکم میخورن تو صورتم . فقط گریه یعنی آدمی که تمرین خودش رو به خاطرم کنسل کرده بود، حالا به بهونه ی تمرین یه نفر دیگه ، تنهام میذاره. اونم همین چند دقیقه ای که یک ماه و نیم منتظرش بودم... فقط گریه یعنی هر ثانیه منتظرم یه اتفاق بهتر بیفته اما هی بدتر میشه یعنی آشنای قلبم طردم کنه ، یعنی با دلیل یا بی دلیل انگشت خودم رو قطع کنم و بعدش از خودم عذرخواهی کنم ... یعنی چراغ ها رو خاموش کنم ، در اتاق ها رو ببندم که از هیچ جا هیچ نوری نتونه حریف این تاریکی بشه تو رختخوابش دراز بکشم اما نتونم تصورش کنم ، چون اونقدر حس طرد شدگیم قویه که هر حس دیگه ای کنارش ضعیف شده. دوتا دستمال برداشتم . یکی برای خودم یکی برای تو، گذاشتم زیر بالشت. برای تو که تصمیم گرفتی دیگه مینا رو نبینی . برای تو، که فقط گریه کنی . تعداد بازدید از این مطلب: 43
منتشر شده در تاریخ چهارشنبه 1 مرداد 1404
توسط می نا
منتشر شده در تاریخ دوشنبه 23 تير 1404
توسط می نا
![]() . چند سال گذشت؟! هنوزم هربار صدام میزنی دلم می لرزه حتی تو چت با اینکه میدونم قرار نیس هیچ اتفاقی بیفته و قرار نیس هیچی تغییر کنه حتی قرار نیست هیچی بگی! با اینکه دیگه فهمیدم حتی یه قدم هم به سمتم نمیای و من هر چقدر بدوم و دستمو به سمتت دراز کنم بی فایده س . .
دل کوچولو ... دل دیوونه ... دیگه نرو از خونه 💔 تعداد بازدید از این مطلب: 47
منتشر شده در تاریخ جمعه 20 تير 1404
توسط می نا
![]() یه مرد خسته رو دوس دارم که از خودش فراریه و فکر همه هست جز خودش همینجوری داره شبا رو روز میکنه ، روزا رو شب ... و منو از خودش میرونه که روتین زندگیش به هم نخوره. از من هم مثل خودش فرار میکنه، چون باید پای قولایی که قبلا داده بمونه میگه عاشقم نیست، و اگه بود بی خیال گذشته میشد و جز من به هیچی فکر نمیکرد . ازم میخواد خودمو بذارم جای اون و بگم چی کار میشه کرد ؟ بارها ازم پرسیده : «چیکار کنم؟» قبلا جواب میدادم اما فایده ای نداشت . خیلی وقته میگم : «هیچی عزیزم» چون میدونم اون هیچ وقت هیچ کاری نمیکنه جز اینکه روزا رو شب کنه و شب ها رو روز 💔 یه مرد خسته رو دوس دارم . تعداد بازدید از این مطلب: 45
منتشر شده در تاریخ سه شنبه 17 تير 1404
توسط می نا
![]() ازت ناراحتم نمیخواستم بگم چون نیازی به گفتن نیست خودت میدونی اما دوس نداشتم تو خودم بریزم ازت ناراحتم چون چندبار گفتم چقد دوس دارم وقتی تو این شرایطی که الان هستم ، هستم... بغلم کنی توام میگفتی آخی و عزیزم 😒 دیروزم بت گفتم سه شنبه حالم بده دو ساعت کنارم باش واقعا چی ازت کم میشه که نخواستی؟ دلت اگه تنگ نیس، یا هست و برات مهم نیس ، به کنار ... خوب شدن حال من چی؟ حالتو خوب نمیکنه ؟؟ تعداد بازدید از این مطلب: 55
منتشر شده در تاریخ سه شنبه 27 خرداد 1404
توسط می نا
|
درباره وبگاه
منو کاربری
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار وب سایت
کل نظرات : 4
تعداد اعضا : 0
باردید دیروز : 13 بازدید هفته : 91 بازدید ماه : 85 بازدید سال : 2455 بازدید کلی : 50805 چت باکس
دیگر موارد
|


